راه‌حلی نجات بخش برای استارتاپ‌ها!!!


استارتاپ‌ها معمولا پس از گذراندن مراحل اولیه و رسیدن به یک ثبات نسبی، با انبوهی از فعالیت‌ها مواجه هستند که هر کدام از آن‌ها از اهمیت خاصی برخوردار بوده و می‌بایست به‌موقع انجام شوند. بنابراین نیازمند جذب نیروهای جدید هستند. گذراندن این مرحله غالبا جهش بزرگی در استارتاپ‌ها ایجاد می‌کند و پس از آن اگر ایده و تیم مناسبی داشته باشند می‌توانند با جذب سرمایه‌گذار و سوددهی، درآمد موردنظر خود را کسب کنند.

موارد زیر مهم­ترین راه­ حل­هایی است که می­تواند برای این مسئله مورد استفاده قرار گیرد:

1- استخدام نیروی ماهر و با تجربه

2- افزایش اعضای تیم و دادن سهام به یک فرد ماهر

3- جذب کارآموز (به معنای فردی که خلاقیت، انگیزه و دانش تخصصی خوبی دارد ولی شاید تجربه چندانی نداشته باشد.)

با توجه به این که نیروی باتجربه انتظار دستمزد بالایی دارد، استخدام این فرد برای استارتاپ‌ها امکان‌پذیر نیست. اگرچه یک استارتاپ بتواند حقوق این فرد را نیز تامین کند، او چسبندگی زیادی به استارتاپ نخواهد داشت و هر لحظه احتمال جدایی او وجود دارد. درحالی‌که با توجه به در حال رشد بودن یک استارتاپ، ماندگاری نیروها از اهمیت بالایی برایش برخوردار است. علاوه بر این فرد با تجربه که محیط­های مختلفی رو تجربه کرده است معمولا به سادگی با محیط­های جدید وفق پیدا نمی­کند و برای استارتاپ مشکل­ساز خواهد بود. در این مرحله از بلوغ استارتاپ‌ها، تنها برای سپردن پروژه‌های کوتاه مدت و ضروری، استفاده از افراد باتجربه ای که قرار نیست سهام دار باشند توصیه می شود.


پیشنهاد دوم یعنی افزایش هم تیمی و دادن سهام به او، کاملا بستگی به استارتاپ و وضعیت چینش تیم و تناسب تیم با ایده دارد. برای مثال در یک ایده که در بستر آی‌تی انجام می‌شود، باید حداقل یک متخصص آی‌تی جزء افراد اصلی تیم باشد. بنابراین تیم اصلی باید پوشش‌دهنده‌ی جنبه‌های اصلی و اولیه کار باشند. اگر در یک استارتاپ برای همه‌ی جنبه‌ها فردی لایق وجود داشته باشد اما در ادامه و با توجه به گسترش کار هرکدام از این جنبه‌ها، نیازمند نیرویی جدید باشند، اضافه کردن یک فرد ماهر به عنوان سهام دار چندان منطقی به نظر نمی‌رسد. زیرا این فرد ماهر، یا باید سهام بالایی دریافت کند که برای اعضای تیم مسئله سنگینی است، یا سهام کمتر دریافت کندکه احتمالا ارزش چندانی برای قبول کردن توسط فرد ندارد. در کنار این مسائل بازهم مشکل وفق پیدا نکردن این فرد با تیم ممکن است وجود داشته باشد.


در مورد پیشنهاد سوم و جذب کارآموز ابتدا باید به این نکته دقت کرد که به چه کسی کارآموز گفته می‌شود؛ زیرا ذهنیت مناسبی از کارآموزی در سمت کارفرمایان و کارجویان وجود ندارد. یک کارآموز فردی است با انگیزه، خلاق، پرانرژی و دارای رزومه مناسب دانشگاهی که برای کسب تجربه و آموزش مهارت عملی حاضر است مدتی را رایگان یا با دستمزد کم‌تر کار کند. چنین فردی با توجه با انگیزه بالا می‌تواند فردی بسیار مفید برای مجموعه‌های مختلف باشد. استارتاپ‌ها نیز در صورت داشتن برنامه مدون برای کارآموزان، به منظور رشد و تبدیل شدن آن‌ها به اعضای اصلی شرکت در آینده، می‌توانند محیط جذابی برای کارآموزان باشند.

 در این حالت خود استارتاپ ها نیز با موفقیت و در حالی‌که نیروهای آینده خود را نیز پرورش داده‌اند، از این مرحله عبور کنند. لازمه محیط استارتاپی شور، انگیزه و انرژی است که بیشتر از یک فرد با سابقه کار در یک نیروی جوان که توقع بالایی نیز ندارد پیدا می‌شود.

استارتاپ ها و کارآموزان طی این دوره از ویژگی‌های شخصیتی یکدیگر شناخت بیشتری می یابند و می توانند دقیق­تر درباره ی ادامه کار تصمیم گیری کنند.

استارتاپ دانشکار مدلی ویژه برای شرکتها و استارتاپ ها برای جذب نیروانسانی از طریق کارآموزی ارائه میدهد.